تو که می روی
من هرشب
بدون فاعل می خوابم
با فعل هایی
که تو روی تن ام لحن کرده ای
عزیز دلم
دارم شکل تاریخ
لباس های بی ربط می پوشم
می خندند سگ پدر
سپیدش برای کمردرد
سیاهش برای کمردرد
که
هرچیز از تو
ردپایی است
روی همه چیز از من.
برچسب:
نویسنده: علیرضا