نمی گویم وای به تو روزگار چون که روزگار از این بهتر نمی شود .و چگونه باید از این خداوند تشکر کرد!منظورم از روزگار همه اش هست.مرگ و میر،رنج کشیدن و نکشیدن،خوب و بد،نمی دانم دیگه هرچه را میخواهید درون ان قرار دهید حتی از فلج شدن و قطع دست و پا و چیزهای دیگه.اخه می دانید هیچ کار خدا بی حکمت نیست و مطمن باشید که خدا جواب اندکی از کارهای ما را برای اخرت می گذارد اندک که می گویم نه اینکه کارهای ما حساب و کتاب نشوند بلکه منظورم این هست که مطمن باشید به کارهای ما قدر حساب و کتاب این دنیا رسیدگی می شوند و اون اندک کارها هم به اندازه حساب و کتاب این دنیا رسیدگی می شود اما ممکن هست این کارهای خوب و بد ما به قدری بزرگ باشند که رسیدگی به انها بر طبق حساب و کتاب این دنیا کافی نباشد و بقیه رسیدگی در عالم اخرت باشد که در انجا هم به شیوه زمینی رسیدگی می شود و هم به شیوه اخروی. البته نه اینکه فکر کنید اره اگه از این دنیا گذشت دیگه جهانی دیگه حساب و کتابی نیست بلکه منظورم این است که خداوند در این دنیا به شیوه حساب و کتاب همین دنیا جواب کارهای ما را میدهد اما در ان دنیا به شیوه ای که باید عالم اخرت برگزار شود و تنها خدا می داند.ممکن است از خود بپرسید اگر اینگونه هست پس چرا خداوند برای فلانی این همه عذاب اورد ولی هنوز جواب این عذابهایش جبران نشده اند و یا احیانا طرف از این دنیای ملول رهایی پیدا کرده است و رقته به سوی ان دنیا.اما اندکی صبر کنید شما با کدام عقل این منطق را حساب کردید!با عقل انسانی،با شعور انسانی یا با منطق ما انسانها!ما خدایی را داریم و کسی را که از او هیچ کس با شعورتر و با منطق تر نیست پس بدانید که او خود میداند چه میکند و ما نمی دانیم چه شده است.فکر نکنید که این حرف ها را میزنم خودم در رفاه کامل که انسانهای دنیا پرست ان را رفاه حساب میکنند یعنی بشوی یک گاوی قوی هیکل که صاحبش نهایت کار را از او می کشد اما کاه و علوفه بسیاری جلوی او میریزد بوده ام.بلکه زندگی خودم انچنان طوفانی بوده که هیچ کس توانایی ایستادن مقابل ان را ندارد البته نه اینکه فکر کنید که اره من این حرف ها را میزنم چون فکر میکنم باتید بعدش خوب شود و بعدا برایم زندگی گلستان میشود.البته امیدوارم اگر زندگیم هم جواب خود را میگیرد همانی باشد که خداوند بر طبق همانهایی که حودش میخواهد بشود نه بر طبق حساب و کتاب ما.چون در حساب و کتاب ما یعنی حیوان شدن و این است رفاه!!!
برچسب:
نویسنده: علیرضا